دو دليل گرايش بشر به دين- و دليل عدم يكپارچگي ملت ايران در طي تاريخ
به تازگي با نويسنده و كتابهايش آشنا شدم كه آثارش سرشار از نكات كليدي مسائل و مشكلات بشر است كه با قلمي ساده و روان جان مطلب را بيان مي كند و او مسي نيست جز اريك فروم. Erich Fromm
مطلبي كه مي خوام با دوستان در ميان بگذارم گزيده و چكيده اي از آثار اوست. مطالب و نوشته هاي اريك فروم براي ما ايرانيان كه در آغاز راه زندگي آزاد هستيم بسيار جالب و تازه است خواندن كتاب هاي اريك فروم را به تمامي دوستان ژيشنهاد مي كنم .مخصوصا انسان براي خويشتن- هنر عشق ورزيدن و گريز از آزادي
من همواره به دنبال پاسخي بودم كه چرا بسياري از يك حكومت ديكتاتوري حمايت مي كنند بدون هيچ فكر و انديشه اي چرا عده اي اسرار دارند كه يك فرد هيچ ايرادي بر او وارد نيست؟
فكر مي كنم كه جواب خود را با انديشه هاي فروم گرفتم:
عجب انسان فرزانه اي است اين فروم.
رايش بشر به دين
-نگرش مشترک و همگانی:انسانها برای بدست آوردن زندگی اجتماعی سالم و به دور از تنش نيازمند وحدت در ديدگاهها و نظريات هستند.اگر در بين ديدگاهها تشتت آرا وجود داشته باشد زندگی اجتماعی از هم پاشيده میشود و افراد به تفاهم و ارتباط اجتماعی نمیرسند؛ و دين به پيروانش ديدگاه مشترک میدهد و از هم پاشيده شدن جامعه جلوگيری میکند.
۲-کانون احساس تعلق مشترک: نیاز دیگر انسان این است که احساس تعلقی به جایی داشته باشد.انسان از آزادی مطلق وحشت دارد.چون اگر انسان آزادی مطلق داشته باشد نسبت به هر کاری احساس مسوليت میکند و خود را نسبت به آن پاسخگو میداند.ولی اگر خود را تابع حکم فرد يا گروه و يا مجموعه دستورهای دينی و آيينی بداند، مسوليتها را بر عهده آمر و ناهی انداخته ٬خود را از مسوليتها و جواب گويی به مسائل مختلف رها ميسازد.انسان از آزادی ميگریزد؛ چون می خواهد در دام مسوليت که لازمه آزادی است نيفتد.از انجا که انسان همواره به سراغ کانون سرسپردگی و تعلق میرود بازار ديکتاتوری حاکمان بسيار رونق دارد.ديکتاتوریها گرچه از انسان سلب آزادی میکند؛ ولی از اين نظر که بار مسوليت اعمال آنها را بر عهده میگیرند موجب سرسپردگی خواهند بود.سپس انسان برای توجيه اين سرسپردگی متوجه دين میشود و بخش فقه و اخلاق اين کانون سرسپردگی را بيان میکند.
از طرف ديگر اديان ديکتاتور چون احکام بيشتری دارند اين دو نياز را بهتر و به خوبی تامين میکنند ولی اديان انسان گرا گرچه به حق هستند ولی در برابر اديان ديکتاتور و خودکامه رونقی ندارند. در خلاصه فروم ابراز میدارد که دين خاستگاه اجتماعی دارد زيرا دين به انسانها ديد مشترک و حس تعلق خاطر مشترک میدهد و هر اجتماعی يه اين دو عامل نياز دارد؛ لذا دين در خدمت نيازهای جامعه است.وبرای تامين بخشی از نيازهای انسان پديدار گرديده است.